ترجمه "dar" به فارسی
هواپیمای بدون سرنشین ترجمه "dar" به فارسی است. نمونه ترجمه شده: Ik rij je daar heen. ↔ خودم میام می برمت.
dar
noun
masculine
دستور زبان
Mannelijke bij
-
هواپیمای بدون سرنشین
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "dar"
عباراتی شبیه به "dar" با ترجمه به فارسی
-
دارالسلام
-
حماسه دارن شان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "dar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
Ik rij je daar heen.
خودم میام می برمت.
Ze zijn daar ergens.
اونا اون بيرون يه جايي هستن بايد پيداشون کنم
Wat in hemelsnaam ga je daar doen?"
" یه خونۀ سالمندان؟ تو می خوای اونجا چی کار کنی؟"
Weet je wie ze daar neerzette?
و مي دوني کي اون ها رو اونجا نشوند ؟
Daar ben je nog te jong voor.
چون خيلي بچه اي