ترجمه "databank" به فارسی
بانک اطلاعات, پایگاه دادهها, پایگاه داده بهترین ترجمه های "databank" به فارسی هستند.
databank
noun
feminine
دستور زبان
-
بانک اطلاعات
nounIk heb de Antwerpen-foto ingevoerd in de databank van de NYPD.
چهره ی سوژه تو عکس آنتورپ رو با یه فیلم از بانک اطلاعات پلیس نیویورک ، مطابقت دادم
-
پایگاه دادهها
nounJe kan de uitkomsten aan een databank toevoegen
و میتونید آن نتایج را به پایگاه دادهها ارایه کنید،
-
پایگاه داده
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " databank " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "databank" با ترجمه به فارسی
-
پایگاه اطلاعات کتابشناختی
-
پایگاه دادههای سند-گرا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن