ترجمه "dicht" به فارسی
بسته, انبوه, تراکم بهترین ترجمه های "dicht" به فارسی هستند.
dicht
adjective
noun
verb
neuter
دستور زبان
compact [..]
-
بسته
adjectiveHij ging achter me langs, en deed de deur dicht.
اون يهو دستش رو آورد پشتِ کمرم و در رو بست!
-
انبوه
adjectiveIn zo'n dichte jungle, dat ik de lucht niet eens zien kan.
تو يک جنگل انبوه, من حتي آسمان رو بالا سرم نميديدم
-
تراکم
adjectiveSamengesteld uit vele elementen zeer aaneengesloten de ene tegen de andere.
We weten al waar de rots het dichtst is.
حالا میدونیم تراکم صخره در کدوم قسمت بیشتره.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dicht " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dicht" با ترجمه به فارسی
-
انبوه
-
پوئم سمفونیک
-
گراف متراکم
-
شاعر · شاعره
-
بستن
-
خفه شو · زر نزن
-
شعر · چامه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن