ترجمه "dikke" به فارسی
ستبر, سفت, غلیظ بهترین ترجمه های "dikke" به فارسی هستند.
dikke
adjective
-
ستبر
adjective -
سفت
adjectiveDie worden dik als het buiten koud word.
وقتي هوا سرد ميشه ، اونا هم سفت و غليظ ميشن
-
غلیظ
adjectiveAls de sfeer dikker wordt, wordt alles beter.
همچنان که جو غلیظ تر میشود، همه چیز بهتر می شوند.
-
ترجمه های کمتر
- چاق
- کلفت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dikke " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dikke" با ترجمه به فارسی
-
koloft · ستبر · سفت · غلیظ · فربه · چاق · کلفت
-
روده بزرگ · کولون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن