ترجمه "docent" به فارسی
آموزاننده, آموزگار, معلم بهترین ترجمه های "docent" به فارسی هستند.
docent
noun
masculine
دستور زبان
-
آموزاننده
noun -
آموزگار
nounJonge mensen op dit pad ontmoeten reclasseringsambtenaren in plaats van docenten.
جوانان در این سفر به جای آموزگار افسر آزادی مشروط را ملاقات میکنند.
-
معلم
nounIk ben schrijfster en docent Engels, dus over woorden nadenken is mijn werk.
من نویسنده و همچنین معلم زبان انگلیسی هستم، یعنی من دربارهی کلمات برای کسب درآمد فکر میکنم.
-
دانشیار
leraar in hoger onderwijs
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " docent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "docent" با ترجمه به فارسی
-
استاد دانشگاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن