ترجمه "dof" به فارسی
فلز يا مس پرداخت نشدهوناخالص ترجمه "dof" به فارسی است.
dof
adjective
دستور زبان
zonder weerschijn [..]
-
فلز يا مس پرداخت نشدهوناخالص
Niet helder, niet glimmend.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dof " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dof" با ترجمه به فارسی
-
سپاروک · فاخته · کالوج · کبوتر · کفتر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن