ترجمه "domein" به فارسی
دامنه, حوزه, حيطه بهترین ترجمه های "domein" به فارسی هستند.
Een terrein in welk iets optreedt of teweeg brengt of de macht of de controle bezit. [..]
-
دامنه
noun properDus echt als een mens, niet alleen binnen een beperkt domein.
پس سطح انسانی واقعی، فقط چیزی در محدوده یک دامنه نیست.
-
حوزه
nountaxonomische rang boven de rang van rijk
en geweldige oplossingen te bedenken op dit domein.
و راهحلهاي بزرگی در اين حوزه پيدا كنم.
-
حيطه
noun neuterDe bovenlip van een man is zijn exclusieve domein...
ميبيني ، قلمروي لبِ بالايي يه مرد حيطه ي فرمان رواييشه
-
قلمرو
noun neuterDe bijbel was verkrijgbaar in heel het domein van de christenheid, vooral in protestantse landen.
کتاب مقدس در سرتاسر قلمرو جهان مسیحیت، بخصوص در کشورهای پروتستان، از انتشار وسیعی برخوردار بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " domein " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Domein (biologie)
"Domein" در فرهنگ لغت هلندی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Domein در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "domein" با ترجمه به فارسی
-
دامنه مقبول
-
تعیین کننده دومین جهانی
-
دامنه یک تابع
-
مالکیت عمومی