ترجمه "donker" به فارسی
سياه, تاریک, تار بهترین ترجمه های "donker" به فارسی هستند.
donker
adjective
دستور زبان
zonder licht [..]
-
سياه
nounBang makende mannen in donkere pakken die achter mannen als jij aanzitten.
آدماي ترسناک با کت و شلوارِ سياه که ميان سراغ کسهايي مثل تو.
-
تاریک
adjectiveHet is donker. Doe het licht voor mij aan a.u.b.
تاریک می شود. لطفاً چراغ را برایم روشن کنید.
-
تار
noun neuterDonker waren mijn dromen de laatste tijd.
. روياهام تيره و تار بود
-
ترجمه های کمتر
- تاريك
- تاریکی
- تم
- تیره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " donker " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "donker" با ترجمه به فارسی
-
دمبادبزنی ماکیرا
-
انرژی تاریک
-
ماده تاریک
-
سایه روشن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن