ترجمه "dorst" به فارسی

تشنگی, عطش, آرزومندی بهترین ترجمه های "dorst" به فارسی هستند.

dorst noun verb masculine دستور زبان

Een neiging om dingen te willen hebben. [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • تشنگی

    noun

    biologie

    Hij spreekt over ’honger en dorst, koude en naaktheid’.

    او ‹گرسنگی، تشنگی، سرما و عریانی را› تجربه کرد.

  • عطش

    Met het verstrijken van de tijd bracht Alexanders dorst naar roem meer onwenselijke trekken naar boven.

    با گذشت زمان، عطش اسکندر برای کسب افتخار خصلتهای نامطلوب دیگری در وی به وجود آورد.

  • آرزومندی

    noun

    Een fysiologische drang om te drinken.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dorst " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dorst" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dorst" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه