ترجمه "draad" به فارسی
رشته, فیبر, نخ بهترین ترجمه های "draad" به فارسی هستند.
draad
noun
masculine
دستور زبان
in elkaar gesponnen vezels [..]
-
رشته
nounAls de verticale draad boven ligt, is het een één.
اگه رشته عمودي بالا باشه ، يعني يک.
-
فیبر
noun -
نخ
nounEen draad die voornamelijk bestaat uit teleurstellingen uit het verleden.
يه نخ که متشکل از نااميدي هاي گذشته ست.
-
ترجمه های کمتر
- تار
- زه
- سیم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " draad " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Draad
proper
masculine
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Draad" در فرهنگ لغت هلندی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Draad در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "draad"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن