ترجمه "drijven" به فارسی
ایستادن, شناور, واداشتن بهترین ترجمه های "drijven" به فارسی هستند.
drijven
verb
دستور زبان
op het oppervlakte van een vloeistof rusten [..]
-
ایستادن
verb -
شناور
adjective nounSoms zag ik lijken op de rivier drijven.
گاهی من جسد هایی که بر روی آب شناور بودند را میدیدم.
-
واداشتن
-
راندن
verbOm deze machtige demon uit te drijven was een sterk geloof nodig, samen met een gebed waarin werd gevraagd om Gods kracht.
(مَرقُس ۹:۲۸، ۲۹) آنان برای بیرون راندن آن دیو پرقدرت باید ایمانی قوی میداشتند و در دعا از خدا طلب قدرت میکردند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " drijven " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "drijven" با ترجمه به فارسی
-
شناور ماندن
-
هواپیمای آبنشین دارای ارابه فرود
-
شناور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن