ترجمه "droog" به فارسی
خشک, khoshk, خشك بهترین ترجمه های "droog" به فارسی هستند.
droog
adjective
verb
دستور زبان
geen of zeer weinig vocht bevattend. [..]
-
خشک
adjective(Bijna) vrij van vloeistof of vocht.
Dit was de droogste juni in dertig jaar.
در سی سال گذشته این خشک ترین ماه ژوئن بوده است.
-
khoshk
adjective -
خشك
De onderzoeker maakte deze voordat de grond droog was.
عكاس صحنه جرم اين عكس ها رو قبل از اينكه زمين خشك بشه گرفته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " droog " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "droog" با ترجمه به فارسی
-
خشکبار
-
خشک
-
کل مواد جامد محلول
-
فصل خشک
-
خشک کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن