ترجمه "drukken" به فارسی

چاپ کردن, feshordan, افشردن بهترین ترجمه های "drukken" به فارسی هستند.

drukken verb noun دستور زبان

kracht uitoefenen op [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • چاپ کردن

    verb

    Mijn vader drukte een korte handleiding om als marketingmateriaal te gebruiken.

    پدرم یک برگه اطلاعاتی نمونه چاپ کرد که برای بازاریابی از آن استفاده کنیم.

  • feshordan

    verb
  • افشردن

    verb
  • فشردن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " drukken " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "drukken" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "drukken" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه