ترجمه "drukken" به فارسی
چاپ کردن, feshordan, افشردن بهترین ترجمه های "drukken" به فارسی هستند.
drukken
verb
noun
دستور زبان
kracht uitoefenen op [..]
-
چاپ کردن
verbMijn vader drukte een korte handleiding om als marketingmateriaal te gebruiken.
پدرم یک برگه اطلاعاتی نمونه چاپ کرد که برای بازاریابی از آن استفاده کنیم.
-
feshordan
verb -
افشردن
verb -
فشردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " drukken " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "drukken" با ترجمه به فارسی
-
فشار دینامیک
-
فشار اسمزی
-
فشار
-
فشار سیاهرگ مرکزی
-
فشار نسبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن