ترجمه "duif" به فارسی

کبوتر, فاخته, کفتر بهترین ترجمه های "duif" به فارسی هستند.

duif noun feminine دستور زبان

een vogel die een koerend geluid maakt [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • کبوتر

    noun

    Een van de vele vogels uit de familie der Columbidae.

    Maar weet je wat? Het zou een oude duif niet jaloers maken.

    و این حتی از یک کبوتر پیر هم بهترنبود.

  • فاخته

    noun

    Leuke armband, vooral die duif.

    . از دست بندت خوشم مياد ، مخصوصاً فاخته

  • کفتر

    noun

    Ik hoef geen duif te nemen als bruid.

    مجبور نیستم یه کفتر رو بعنوان عروسم انتخاب کنم

  • ترجمه های کمتر

    • سپاروک
    • قمری
    • كبوتر
    • کالوج
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " duif " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Duif proper feminine دستور زبان

Duif (sterrenbeeld)

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • کبوتر

    noun

    Duif (sterrenbeeld) [..]

    Duiven hadden hun nest gemaakt in de schotel.

    کبوتر ها آنجا لانه کرده اند.

عباراتی شبیه به "duif" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "duif" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه