ترجمه "echtgenoot" به فارسی

شوهر, همسر, شو بهترین ترجمه های "echtgenoot" به فارسی هستند.

echtgenoot noun masculine دستور زبان

een mannelijke huwelijkspartner [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • شوهر

    noun

    همسر زن [..]

    Ze had tien kinderen en een aan drank verslaafde echtgenoot, Rafael.

    او و شوهر مشروبخوارش، رافائِل، صاحب ده فرزند بودند.

  • همسر

    noun

    جفت، همراه برای همسر مونث از Q188830 استفاده کنید

    Ga er niet vanuit dat je echtgenoot of kind de voor de hand liggende keuze is.

    فكر نكنيد كه انتخاب طبيعى همسر يا فرزند شماست.

  • شو

    noun masculine

    Ik ontmoette je echtgenoot al, voordat ik jou had ontmoet.

    قبل از اينکه با تو آشنا بشم ، همسرت رو ديده بودم.

  • ترجمه های کمتر

    • شوی
    • شی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " echtgenoot " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "echtgenoot" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه