ترجمه "ei" به فارسی

تخم, تخم مرغ, تخممرغ بهترین ترجمه های "ei" به فارسی هستند.

ei noun neuter دستور زبان

voedingsmiddel [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • تخم

    noun

    dier [..]

    Je ziet dat deze grote, al bedooierde eieren door het oppervlak van de testes van dit mannetje barsten.

    و شما میتوانید این تخم های پر از زرده را ببینید در سطح بیضه های این حیوان نراست.

  • تخم مرغ

    noun

    Hij leest de Unità, maar eet elke ochtend twee eieren!

    بله ، روزنامه رو مي خونه ، اما هر روز صبح دو تا تخم مرغ مي خوره!

  • تخممرغ

    voeding

    Maar hij kan ook zeer delicate objecten zoals een rauw ei oppakken

    و میتواند اجسام خیلی حساس مثل تخممرغ خام را بلند کند.

  • ترجمه های کمتر

    • خاگ
    • مرغانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ei " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "ei"

اضافه کردن

ترجمه های "ei" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه