ترجمه "einde" به فارسی
انتها, پایان, آخر بهترین ترجمه های "einde" به فارسی هستند.
einde
noun
neuter
دستور زبان
het punt in ruimte of tijd waar iets ophoudt [..]
-
انتها
nounHet spel naderde zijn einde.
آن بازی به انتها نزدیک میشد.
-
پایان
noun neuterHet einde van de lezing is het moment dat de spreker het podium verlaat.
اما سخنرانی او زمانی پایان مییابد که تریبون را ترک کرده، از سکوی سخنرانی پایین میآید.
-
آخر
noun neuterNiemand heeft ooit gezegd hoe saai het einde van de wereld zou zijn.
هيچکس نگفته بود آخر زمان ممکنه چقدر کسل کننده باشه.
-
خاتمه
noun neuterTegen het einde van mijn presentatie zal je gezien hebben wat deze problemen zijn, en waar we staan.
در خاتمه سخنرانيم، خواهيد ديد اين مشكلات چه هستند، و جاييكه ما امروز هستيم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " einde " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "einde" با ترجمه به فارسی
-
تمام شدن
-
به منظور · تا
-
قطع صفحه
-
شکست قسمت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن