ترجمه "elf" به فارسی
یازده, الف, موجود وهمی شکل به شکل روح بهترین ترجمه های "elf" به فارسی هستند.
elf
noun
numeral
masculine
feminine
دستور زبان
geheel getal groter dan tien en kleiner dan twaalf [..]
-
یازده
Cardinal numberHet hoofdtelwoord dat na tien en vóór twaalf komt, vertegenwoordigd in Romeinse cijfers als XI en in Arabische cijfers als 11.
Ik heb haar negen jaar onderhouden, maar jij elf.
من نه سال رو به دوش کشیدم ، ولی یازده سالش با تو بود
-
الف
Er is geen oorlog nodig tussen dwergen, mensen en elfen.
نيازي به جنگ ميان دورف ها و انسان ها و الف ها نيست.
-
موجود وهمی شکل به شکل روح
noun -
وروجک
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " elf " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Elf
-
الف
mythisch wezen
Een laatste Verbond van Mensen en Elfen nam't op tegen Mordor.
̈ آخرين ارتش متحد انسان ها و ̈ الف ها. ̈ عليه نيروهاي موردور ̈ برخواستن
تصاویر با "elf"
عباراتی شبیه به "elf" با ترجمه به فارسی
-
پریگنجشک رنگارنگ
-
الف (سرزمین میانی)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن