ترجمه "elk" به فارسی
هر, هر یک بهترین ترجمه های "elk" به فارسی هستند.
elk
pronoun
دستور زبان
ieder afzonderlijk [..]
-
هر
determinerElk weekeind moet ik de natuur in, anders heb ik geen goede week daarna.
هر آخرهفته من باید به طبیعت بروم، اگر نه، هفته بدی را پس از آن تجربه خواهم کرد.
-
هر یک
determinerVoor elk extra lokaal moet er een bekwame raadgever zijn, bij voorkeur een ouderling.
هر یک از کلاسهای دیگر را نیز باید برادری با صلاحیت، ترجیحاً یک پیر جماعت اداره کند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " elk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "elk" با ترجمه به فارسی
-
به هر جهت · به هر حال · در هر حال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن