ترجمه "emiraat" به فارسی

امارات, امیرنشین, شیخنشین بهترین ترجمه های "emiraat" به فارسی هستند.

emiraat noun neuter دستور زبان

gebied van een emir

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • امارات

    noun neuter

    Hij somde de Emiraten op en toen kusten we elkaar plotseling.

    او فقط گوش کرد امارات و همه ناگهان ما رو بوسيد

  • امیرنشین

  • شیخنشین

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " emiraat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "emiraat" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "emiraat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه