ترجمه "enkel" به فارسی

قوزک پا, مچ پا, بجول بهترین ترجمه های "enkel" به فارسی هستند.

enkel adjective noun adverb masculine دستور زبان

niet dubbel, bijvoorbeeld enkel spoor, enkele reis [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • قوزک پا

    noun

    gewricht [..]

    Maar natuurlijk, je was praktisch hopeloos. Tot je enkels in het water.

    ، البته خيلي هم مفيد نبودي تا قوزک پا تو آب بودي و ميچرخيدي

  • مچ پا

    noun

    Een schooluniform tot op de enkels, want het moest zes jaar lang meegaan.

    مانتوی مدرسه تا پایین مچ پا بود، چون باید تا 6 سال دوام می آورد.

  • بجول

    noun masculine
  • ترجمه های کمتر

    • شتالنگ
    • فقط
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " enkel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "enkel"

عباراتی شبیه به "enkel" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "enkel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه