ترجمه "er" به فارسی
او را ترجمه "er" به فارسی است.
er
adverb
Die plaats.
-
او را
pronounDavid verdroeg dat hoewel hij in staat was er iets aan te doen.
داوود رفتار او را تحمّل کرد، هر چند بهراحتی میتوانست جلوی او را بگیرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " er " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Er
Er (Plato)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Er" در فرهنگ لغت هلندی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Er در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
ER
ER (televisieserie)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"ER" در فرهنگ لغت هلندی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای ER در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "er" با ترجمه به فارسی
-
مجاور · همسایه
-
تر · ی
-
روزی از روزها · روزی روزگاری · یکی بود یکی نبود
-
هست · وجود دارد
-
هست
-
چی خبرها است؟
اضافه کردن مثال
اضافه کردن