ترجمه "evenement" به فارسی
رویداد, حادثه, رخداد بهترین ترجمه های "evenement" به فارسی هستند.
een verplaatsbare georganiseerde gebeurtenis [..]
-
رویداد
nounاتفاقی موقت و برنامهریزی شده، مانند فستیوال یا مسابقه
Ik werd eens uitgenodigd op een evenement, en wilde daar iets speciaals en nieuws dragen.
یک روز، به رویداد مهمی دعوت شدم، و خواستم برای آن لباسی نو و خاصی بپوشم.
-
حادثه
nounDe grote evenementen krijgen natuurlijk veel aandacht, maar wat echt belangrijk is, is wat elke dag gebeurt.
مطمئنا، حوادث بزرگ تعداد زیادی توجه به خود جلب میکنند، اما آنچه واقعا مهمه چیزیه که هر روز صورت در جریانه.
-
رخداد
nounOnze sponsor ging de evenementen zelf organiseren.
اسپانسر ما رفت و سعی کرد که رخداد ها را به تنهایی اجرا کند.
-
واقعه
nounVerteller: Als je een evenement bekijkt vanuit één standpunt, krijg je één indruk.
گوینده: دیدن یک واقعه از یک نقطه نظر به شما یک تصویر را میدهد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " evenement " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "evenement" با ترجمه به فارسی
-
رویداد سالانه
-
رویدادها
-
مدیریت رویداد
-
رویداد تکراری