ترجمه "falen" به فارسی
از کار افتادن, تصورکردن, خراب شدن بهترین ترجمه های "falen" به فارسی هستند.
falen
verb
noun
دستور زبان
niet bereiken van doelen [..]
-
از کار افتادن
Rhabdomyolysis past bij het braken, pigmenturia, en het renale falen.
ربدومايوليسيس با استفراغ جور درمياد... و از کار افتادن کليه Rhabdomyolysis فساد و فروپاشي بافت عضلاني
-
تصورکردن
-
خراب شدن
Verb
-
ترجمه های کمتر
- شکست خوردن
- موفق نشدن
- شكست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " falen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "falen" با ترجمه به فارسی
-
یائسگی زودرس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن