ترجمه "fan" به فارسی

طرفدار, فن, هوادار بهترین ترجمه های "fan" به فارسی هستند.

fan noun masculine دستور زبان

Iemand die iets als hobby beoefent.

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • طرفدار

    noun masculine

    Ik weet alleen dat je een grote tennis fan bent.

    فقط ميدونم که تو طرفدار دو آتيشه ي تنيس هستي.

  • فن

    noun masculine

    Dit is Li Ling Fan.

    فکر ميکنم اين " لي لينگ فن " باشه

  • هوادار

    noun masculine

    weet ik veel, 1.000 echte fans nodig hebt.

    که شما فقط به حدود هزار هوادار نیاز دارید—

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fan" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه