ترجمه "fee" به فارسی

پری, فری, موجود وهمی شکل به شکل روح بهترین ترجمه های "fee" به فارسی هستند.

fee noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • پری

    adjective noun proper

    Maar jij bent maar half fee, dus je magie is eindig.

    ولی از اونجا که فقط نیمی از تو پری هست ، جادوت هم متناهیه.

  • فری

    adjective

    personage uit sprookje

  • موجود وهمی شکل به شکل روح

    noun
  • پري

    noun feminine

    Een fee die hier woonde toen ik hier was.

    يه پري که همزمان با من اينجا زندگي مي کرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fee " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "fee" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه