ترجمه "fel" به فارسی

تابناک, روشن, فروزان بهترین ترجمه های "fel" به فارسی هستند.

fel adjective adverb دستور زبان

Gekarakteriseerd door extreme intensiteit van emoties of overtuigingen.

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • تابناک

    adjective
  • روشن

    adjective

    zien we dat er minder felle kleuren zijn.

    می بینید که خبری از آن همه نورهای روشن نیست.

  • فروزان

    adjective

    Als een fel brandende kaars doofde zij spoedig uit.

    مانند شمعی که بسیار فروزان است، زودتر خاموش شد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fel" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه