ترجمه "flits" به فارسی
برق, فلاش بهترین ترجمه های "flits" به فارسی هستند.
flits
noun
verb
masculine
دستور زبان
Een plotse, korte, tijdelijke uitbarsting van licht.
-
برق
noun feminineBij elke flits werd hij verplaatst, net als wij.
اون هم درست مثل ما با هر برق زدني حرکت کرده.
-
فلاش
noun feminineAls hij terugkomt, geef ik een signaal met de flits.
اگر ديدم که داره بر مي گرده ، با نور فلاش علامت ميدم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flits " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "flits" با ترجمه به فارسی
-
درخش سبز
-
چشمک زدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن