ترجمه "fluit" به فارسی
فلوت, سوت بهترین ترجمه های "fluit" به فارسی هستند.
fluit
noun
verb
masculine
دستور زبان
een blaasinstrument [..]
-
فلوت
سازی بادی چوبی
Na hun dood werd een bot van ieder skelet door menselijke handen omgevormd tot een fluit.
بعد از مرگشان، یک استخوان از اسکلتهایشان بوسیلهی دست انسان تبدیل به فلوت شد.
-
سوت
nounVrolijk fluitend voor zichzelf liep hij door de straat.
شادمانه همانطور که برای خود سوت می زد در طول خیابان راه می پیمود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fluit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "fluit"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن