ترجمه "focus" به فارسی
فوکوس, مركز, کانون بهترین ترجمه های "focus" به فارسی هستند.
focus
-
فوکوس
noun masculineIk ben op ze gefocust.
من روشون فوکوس کردم
-
مركز
noun masculineDe focus lag op de patiënt.
مركز توجه در اطراف بيمار بود.
-
کانون
Toen ik "kwetsbaarheidsonderzoeker" werd, werd dat de focus, omwille van de TEDTalk -- geen grapje.
وقتی که من محقق آسیبپذیری شدم، و این موضوع به علت سخنرانی TED کانون تحقیق من شد – شوخی نمیکنم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " focus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن