ترجمه "folie" به فارسی
فلز ورق شده, فویل بهترین ترجمه های "folie" به فارسی هستند.
folie
noun
feminine
دستور زبان
-
فلز ورق شده
noun neuter -
فویل
noun neuterHij doet dan overal folie op de ramen en donkere gordijnen en zonwering omdat het ook je gezin raakt.
و روی همه پنجرهها فویل میکشید و پرده و نورگیر را میبست و این روی خانواده شما تاثیر میگذارد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " folie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن