ترجمه "foto" به فارسی

عکس, تصویر, فوتوگرافی بهترین ترجمه های "foto" به فارسی هستند.

foto noun feminine دستور زبان

en 2 [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • عکس

    noun

    afbeelding gemaakt door lichtval op een lichtgevoelige oppervlakte

    De meegezonden foto is van geen goede kwaliteit, gelieve een betere te zenden!

    عکس ارسالی باکیفیت نیست، لطفاً عکس بهتری بفرستید.

  • تصویر

    noun masculine

    Is dit een recente foto?

    آیا این تصویر جدید است؟

  • فوتوگرافی

    noun masculine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " foto " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "foto"

عباراتی شبیه به "foto" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "foto" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه