ترجمه "fout" به فارسی

خطا, اشتباه, غلط بهترین ترجمه های "fout" به فارسی هستند.

fout adjective noun feminine دستور زبان

Een fout, een onoplettendheid, een slippertje; meestal verontschuldigend, verwijzend naar een eigen fout. [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • خطا

    foutief, afwijking van wat correct is

    Op veel gebieden doe ik het als feminist helemaal fout.

    از خیلی جهات در فمینست بودنم به خطا میروم.

  • اشتباه

    noun

    Ik denk dat je een fout hebt gemaakt.

    فکر میکنم، که شما اشتباه کردید.

  • غلط

    adjective

    Wij wilden een nauwkeurig model van een persoon opbouwen, niet ze fout voorstellen.

    هدف اصلی ما ساخت مدلی دقیق از فرد است نه اینکه چهرهای غلط از او نمایش بدهیم.

  • ترجمه های کمتر

    • ،اشتباه
    • اشتباه کردن
    • عدم موفقیت
    • عمل نادرست
    • قصور
    • كميابي
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fout " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fout" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fout" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه