ترجمه "frame" به فارسی

قاب ترجمه "frame" به فارسی است.

frame noun neuter دستور زبان

een stilstaand beeld uit een bewegende film

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • قاب

    noun

    Hij kocht een plastic frame om de foto in te zetten.

    پس او به بیرون رفت و یک قاب عکس پلاستیکی خرید که عکس رو داخل آن بگذاره.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " frame " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "frame" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "frame" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه