ترجمه "fraude" به فارسی

کلاهبرداری, تقلب, شیادی بهترین ترجمه های "fraude" به فارسی هستند.

fraude noun feminine دستور زبان

Een daad van misleiding uitgevoerd met het doel van een oneerlijke, onverdiende en/of onwettelijke winst. [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • کلاهبرداری

    Blijkbaar hebben ze bij de divisie fraude gevraagd om Bjarnes financiën te onderzoeken.

    ظاهرا از واحد مبارزه با کلاهبرداری خواستن به حساب و کتابای بیورن نگاهی بندازن.

  • تقلب

    Jamal Malik was gisteravond gearresteerd wegens verdacht van fraude.

    جمال مالک شب گذشته به اتهام تقلب دستگير شد.

  • شیادی

    noun feminine

    Illegale vis komt op onze markt door zeevruchten fraude.

    نحوه ای که ماهی قاچاق به بازارهای ما می رسد از طریق شیادی غذای دریایی است.

  • ترجمه های کمتر

    • فريب
    • فریب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fraude " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "fraude" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه