ترجمه "frequentie" به فارسی

بسامد ترجمه "frequentie" به فارسی است.

frequentie noun feminine دستور زبان

,2. aantal keren of herhalingen per tijdseenheid

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بسامد

    Het is een hoge frequentie die mensen niet horen.

    بسامد بالايي داره که باعث ميشه به انسان ها آسيبي نرسه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " frequentie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "frequentie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه