ترجمه "fris" به فارسی

سرد, تازه, خنک بهترین ترجمه های "fris" به فارسی هستند.

fris adjective noun neuter دستور زبان

zojuist schoongemaakt, prettig ruikend [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرد

    adjective

    Het begint fris te worden.

    داره خيلي سرد ميشه ، نه ؟

  • تازه

    adjective

    Laat wat frisse lucht binnen.

    بگزارید مقداری هوای تازه به داخل بیاید.

  • خنک

    adjective

    De luchttemperatuur? Een frisse gevoelstemperatuur van -23 oC.

    هوا؟ خنک و فرحبخش، منفی ۱۰ درجهی سرما به همراه باد،

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fris " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fris" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fris" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه