ترجمه "fronsen" به فارسی
اخم, اخم کردن بهترین ترجمه های "fronsen" به فارسی هستند.
fronsen
-
اخم
nounMaar het meisje verroert zich niet, ze lacht niet, ze fronst niet.
ولی دختر از جایش جم نخورد، نخندید و اخم هم نکرد.
-
اخم کردن
Hij fronste de wenkbrauwen.
و او اخم کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fronsen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fronsen" با ترجمه به فارسی
-
عبس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن