ترجمه "game" به فارسی
بازی, بازیهای رایانه, گیم بهترین ترجمه های "game" به فارسی هستند.
game
verb
-
بازی
nounDe meeste educatieve games in de handel zijn eigenlijk geheugenkaartjes.
بسیاری از بازی های آموزشی که امروز وجود دارند چیزی بیش از فلش کارت نیست.
-
بازیهای رایانه
noun -
گیم
Opa, kan ik gewoon heb mijn video games terug?
پدربزرگ ، میشه گیم بویم رو پس بدی ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " game " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "game" با ترجمه به فارسی
-
بازی نقش آفرینی بر خط چندنفره گسترده
-
نقشآفرینی
-
گیم بوی
-
بازی جدی
-
بازی Casual
-
سبک مخفیکاری
-
پیشینه بازیهای ویدئویی
-
ماجراجویی گرافیکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن