ترجمه "gateway" به فارسی

دروازه, دروازه بهترین ترجمه های "gateway" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: In Durban, Zuid Afrika, heeft de ngo Gateway Health 11.000 driewoordadresbordjes verspreid in hun gemeenschap. Zwangere moeders kunnen nu als ze gaan bevallen spoeddiensten opbellen en ze precies vertellen waar ze hen moeten ophalen. Anders moeten die ziekenwagens soms uren naar hen zoeken. ↔ در دوربان، آفریقای جنوبی، سازمان غیردولتی "دروازه سلامت" ۱۱٫۰۰۰ علامت آدرس سه حرفی در اجتماعشان توزیع کردهاند، تا وقتی که مادران باردار دچار درد زایمان میشوند، بتوانند با سرویس اورژانس تماس بگیرند و به آنها بگویند دقیقاً کجا آنها را سوار کنند، والا معمولاً ساعتها طول میکشد تا آمبولانس آنها را پیدا کند.

gateway

Een netwerkpunt, dat dienst doet als toegang tot een ander netwerk.

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • دروازه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gateway " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Gateway
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • دروازه

    noun

    netwerk

عباراتی شبیه به "gateway" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "gateway" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

In Durban, Zuid Afrika, heeft de ngo Gateway Health 11.000 driewoordadresbordjes verspreid in hun gemeenschap. Zwangere moeders kunnen nu als ze gaan bevallen spoeddiensten opbellen en ze precies vertellen waar ze hen moeten ophalen. Anders moeten die ziekenwagens soms uren naar hen zoeken.
در دوربان، آفریقای جنوبی، سازمان غیردولتی "دروازه سلامت" ۱۱٫۰۰۰ علامت آدرس سه حرفی در اجتماعشان توزیع کردهاند، تا وقتی که مادران باردار دچار درد زایمان میشوند، بتوانند با سرویس اورژانس تماس بگیرند و به آنها بگویند دقیقاً کجا آنها را سوار کنند، والا معمولاً ساعتها طول میکشد تا آمبولانس آنها را پیدا کند.
Een paar jaar geleden kwam Gateway met flatscreen-tv's.
چندین سال پیش، شرکت گیت وی Gateway تلویزیونهای مسطح ساخت.
Gateway-instellingen
برپایی دروازه