ترجمه "geduldig" به فارسی

صبور, بردبار, شکیبا بهترین ترجمه های "geduldig" به فارسی هستند.

geduldig adjective دستور زبان

bereid te wachten en tegenslagen te verdragen

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • صبور

    adjective

    Hij accepteert dat hij geduldig op ‘de kostbare vrucht van de aarde’ moet wachten.

    او میداند که باید صبور باشد و منتظر بماند تا «ثمرهٔ پرارزش زمین» را برداشت کند.

  • بردبار

    adjective

    Wees geduldig als een student een bepaalde gedachte niet vat.

    اگر موضوعی هست که شاگرد متوجه آن نمیشود، بردبار باشید.

  • شکیبا

    adjective

    In 1769 definieerde de lexicograaf John Parkhurst het woord als „toegevend, van een toegevende gezindheid, vriendelijk, mild, geduldig”.

    در سال ۱۷۶۹، فرهنگنویس جان پارکهِرست این واژه را چون «انعطافپذیر، تمایل انعطافپذیری، باملاحظه، ملایم، شکیبا» تعریف کرد.

  • شکیبنده

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " geduldig " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "geduldig" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه