ترجمه "geur" به فارسی

بو, عطر, بوی بهترین ترجمه های "geur" به فارسی هستند.

geur noun verb masculine دستور زبان

gewaarwording met de neus van de aanwezigheid van een gasvormige uitwaseming [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بو

    noun

    چیزی که از اجسام متساعد میشود

    Nadat we het hadden laten repareren, miste ik die geur.

    بعد از این که درستش کردیم ، دلم برای اون بو تنگ شد.

  • عطر

    noun masculine

    Een verleidelijke geur trekt haar naar beneden de veiligheid in.

    عطر اغوا کننده اي او را به زير ميکشاند ، به مکاني امن.

  • بوی

    noun masculine

    De Stasi verzamelde zelfs de geur van mensen.

    استاسی حتی بوی مردم را جمع آوری کرده بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " geur " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "geur" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "geur" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه