ترجمه "gewone" به فارسی
رایج, شایع, معمول بهترین ترجمه های "gewone" به فارسی هستند.
gewone
adjective
-
رایج
adjectiveZijn veroveringen vestigden de Koinè of het gewone Grieks als de universele taal in het hele Midden-Oosten.
کشورگشاییهای او زبان رایج یونانی، یا کوینه را در سراسر خاورمیانه به عنوان زبان مشترک تثبیت کرد.
-
شایع
adjectiveMaar dat leerden we niet van de gewone kankers.
اما آن را از سرطانهای شایع نشناختیم.
-
معمول
adjectiveNu weten we dat epilepsie heel gewoon is bij autisme.
اما در حال حاضر می دانیم که صرع در اوتیسم بسیار معمول است.
-
نرمال
adjectiveEen gewone, gezond uitziende jongen of man.
يه پسر يا يه مرد کاملا نرمال کاملا سالم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gewone " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gewone" با ترجمه به فارسی
-
سقنقور شرقی زبان آبی
-
گل آفتابگردان · گل مرواريد
-
راکون
-
کشیم بزرگ
-
قرقاول
-
نراد نقرهای
-
زبانگنجشک
-
نهنگ تیغباله
اضافه کردن مثال
اضافه کردن