ترجمه "gewoon" به فارسی
رایج, شایع, معمولی بهترین ترجمه های "gewoon" به فارسی هستند.
gewoon
adjective
adverb
دستور زبان
Dat wat het meest algemeen voorkomt. [..]
-
رایج
adjectiveZijn veroveringen vestigden de Koinè of het gewone Grieks als de universele taal in het hele Midden-Oosten.
کشورگشاییهای او زبان رایج یونانی، یا کوینه را در سراسر خاورمیانه به عنوان زبان مشترک تثبیت کرد.
-
شایع
adjectiveMaar dat leerden we niet van de gewone kankers.
اما آن را از سرطانهای شایع نشناختیم.
-
معمولی
adjectiveWijze mensen spreken over ideeën, intellectuelen over feiten, en gewone mensen over wat ze gaan eten.
علما را جع به ایده ها حرف می زنند، روشنفکران پیرامون واقعیت ها و انسانهای معمولی درباره چیزی، که می خورند.
-
ترجمه های کمتر
- عادی
- معمول
- روزانه
- معمولي
- نرمال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gewoon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gewoon" با ترجمه به فارسی
-
سقنقور شرقی زبان آبی
-
گل آفتابگردان · گل مرواريد
-
راکون
-
کشیم بزرگ
-
قرقاول
-
نراد نقرهای
-
زبانگنجشک
-
نهنگ تیغباله
اضافه کردن مثال
اضافه کردن