ترجمه "glad" به فارسی
لیز, hamvår, هموار بهترین ترجمه های "glad" به فارسی هستند.
glad
adjective
دستور زبان
Met alles inbegrepen. [..]
-
لیز
adjectiveNu voelde hij te klein en te glad.
حالا خیلی کوچک و خیلی لیز به نظر میرسید.
-
hamvår
adjective -
هموار
adjectiveEen toren is lang en slank, en ivoor is glad.
( غزلهای سلیمان ۴:۴) برج معمولاً بلند و باریک و عاج صاف و هموار است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " glad " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "glad" با ترجمه به فارسی
-
ماهیچه صاف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن