ترجمه "goed" به فارسی
خوب, khub, خیر بهترین ترجمه های "goed" به فارسی هستند.
goed
adjective
noun
verb
adverb
neuter
دستور زبان
Het voedzame, gezond deel van iets. [..]
-
خوب
adjectivekwaliteit bezittend
Geen enkele weg is lang, met een goede vriend als metgezel.
هیچ راهی با یک دوست خوب به عنوان همراه طولانی نیست.
-
khub
noun -
خیر
nounMaar voordat het zover is, zijn we verwikkeld in een strijd tussen goed en kwaad.
اما قبل از رسیدن به آنجا، ما درگیر مبارزه ای هستیم بین خیر و شر.
-
ترجمه های کمتر
- کالا
- تعریب
- خیر و شر
- دادگر
- درست
- عادل
- نیک
- نیکی
- چيز خوب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " goed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "goed" با ترجمه به فارسی
-
تقریباً
-
به سلامت · سفر بهخير
-
بهترین روش ممکن
-
کالای عمومی
-
جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد
-
جرج بست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن