ترجمه "gouden" به فارسی
زرین, طلایی بهترین ترجمه های "gouden" به فارسی هستند.
gouden
adjective
دستور زبان
Van goud gemaakt. [..]
-
زرین
nounDe één verslindend, de ander gekroond met gouden bloemen.
یکیشان داشت دیگری را که تاجی از گُل های زرین بر سر داشت می بلعید
-
طلایی
nounHet zijn deze uitzonderingen op de gouden regel die zoveel miserie in de wereld veroorzaken.
خیلی از مشکلات جهان، نتیجه استثنا کردن گروه های مختلف از قانون طلایی است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gouden " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gouden" با ترجمه به فارسی
-
طوطیمنقاری طلایی
-
جواهرمرغ سیاه و طلائی
-
استاندارد طلا
-
دارکوب طلایی شمالی
-
شاخ طلایی
-
کتاب اول
-
چشمسفید طلایی
-
گوساله سامری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن