ترجمه "grappig" به فارسی
خندهدار, مسخره, مضحک بهترین ترجمه های "grappig" به فارسی هستند.
grappig
adjective
دستور زبان
de lust tot (glim-) lachen opwekkend [..]
-
خندهدار
adjectiveSoms is mijn werk humoristisch, soms is het grappig op een trieste manier.
بعضی از کارهای من خندهدار هستند، اما بعضی به شکل ناراحت کنندهای خندهدارند.
-
مسخره
adjectiveDat is behoorlijk grappig, maar ik heb er geen tijd voor.
خيلي بانمک بود ، ولي براي اين مسخره بازي وقت ندارم.
-
مضحک
adjectiveHet is grappig wanneer je het dorpje binnenrijdt.
وقتي به داخل تايجي رانندگي مي کنيد مضحک به نظر مياد
-
کمیک
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " grappig " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن