ترجمه "grond" به فارسی
خاک, زمین بهترین ترجمه های "grond" به فارسی هستند.
grond
دستور زبان
Het zachte en losse materiaal waarmee een groot deel van het aardoppervlak bedekt is. [..]
-
خاک
nounWij weten dat de grond en de planten niet letterlijk ’blij waren met blijdschap’.
ما میدانیم که خاک و گیاهان به طور صوری ‹شادمان› نبودند.
-
زمین
nounWe gebruiken al een oppervlakte van een planeet aan grond.
ما در حال استفاده از از زمینی به مساحت کل زمین هستیم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " grond " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "grond" با ترجمه به فارسی
-
هواگرد خشکینشین
-
برنامه
-
موشک سطحبهسطح
اضافه کردن مثال
اضافه کردن