ترجمه "groot" به فارسی

بزرگ, وسيع, مه بهترین ترجمه های "groot" به فارسی هستند.

groot adjective دستور زبان

Zeer omvangrijk. [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بزرگ

    adjective

    meer dan normaal in formaat

    Overeenstemming doet iets kleins groeien, tweedracht richt iets groots ten gronde.

    هماهنگی سبب رشد چیزی کوچک میشود، ناهماهنگی چیز بزرگ را هم ازبین میبرد.

  • وسيع

    adjective

    Je bent dus bekend met de situatie waarin ons grote rijk zich bevindt.

    پس از موقعيتي که بالاخره کشور وسيع ما بهش مي رسه ، آگاه هستيد

  • مه

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • گروش
    • bozorg
    • الدنگ
    • بلند
    • بُزُرگ
    • سترگ
    • عظیم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " groot " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "groot"

عباراتی شبیه به "groot" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "groot" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه